SheytOOOnaK

 
نظر بديد!!!!!!!!!!
نویسنده : SheyTOOnaK - ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳۸٥
 

خوب اولین قسمت رو می گذارم که در مورده خودم هستش!

و البته مقدمه ای هم آبجی الهام نوشتن که بهش حتما" توجه کنید.

تمام ین مطالب توسط آبجی الهام نوشته شده ,می شود وخواهد شد!!

این مطلب رو برای امتحان می گذارم اگه اتفاق ناجوری نیوفتاد بقیه رو هم می گذارم!! لفطا"صادقانه نظر بدید!!

من انتقاد پذیر هستمااااا!!!

آبجی الهام:

نوشتن از دوستانم،ديگه از كارهاي هميشگي و عادتهاي من شده.

هميشه سعي كردم كه دوستانم رو از ته دل دوست داشته باشم.وحالا احساس ميكنم كه شما دوستانم رو خيلي بيشتر از ته دل دوست دارم،اونقدر كه توانايي ابراز اون رو جز با قلم و كاغذ ندارم.

اينبار ميخوام از شما بنويسم.بله! شما. شما كه با اينكه چندي از يكي شدنمان نمي گذره،آنقدر به هم نزديك شديم كه من يكي كه ديگر قادر به گفتن احساسم نيستم.

   جو ساده و صميمي    باعث شد كه ما آبجيا sheytooonak و itpu  

تصميم بگيريم كه اين جو رو در داخل دانشگاه نيز پياده كنيم.گرچه براي عملي شدن اين تصميم، مشكلات بسياري رو تحمل كرديم.اما خوب،به نظرم مي ارزيد .حالا تا چه حد موفق شديم،نمي دونم و اينو مي سپارمش به شما....

و حالا كه شما دوستان خوبم (آبجي ها و داداشاو دوست جونا)موافق اين نظر سنجي هستيد، بهتر مي دونم كه چندين مورد رو قبلش بگم(البته،مي دونم كه مي دونيد)

اول اين كه: ما با اين نظرسنجي فقط وفقط ميخواهيم بيشتر همديگر رو بشناسيم و با هم خوبتر،نزديكترو صميمي تر از قبل باشيم.

پس، بياييد درست نظر بديم و اگه مي خواييم از هم انتقاد كنيم،براي ضايع كردن و يا مسخره كردن همديگر نباشه ، چون اينطوري بدتراز هم دور ميشيم.

دوم اينكه : انتقادي كه مي كنيم سازنده باشه و براي انتقادمون يه دليل منطقي داشته باشيم ، نه بر پايه ي كدورت ها يا احساساتمون بخواييم يه نظري داده باشيم. و در ضمن شخصي مورد نظرسنجي قرار گرفته ، مي تونه از خودش درست و منطقي دفاع كنه.

البته همون طور كه گفتم، اين برنامه ،قضيه ي حكم و دادگاه نيست و هدف از اون فقط درست شناختن شخص مورد نظره.

و مورد آخر ، كه به نظرم از همه مهمتره اينه كه خواهشا نظرات و انتقاداتمون فقط در محدوده ي وبلاگ باشه و حتي براي شوخي و خنده هم به دانشگاه كشيده نشه.

مي دونم و مطمئن هستم كه شما خوبان ،خودتون اين موارد رو ميدونستيد. فقط قصدم تكرارمكررات بود تا سوءتفاهمي احيانا ،خداي نكرده ، پيش نياد.

در ضمن نوشته هاي من ، نظراته من محسوب ميشه.  

در آخر از همه ي شما آبجي و داداشاي گل و دوست جوناي خوبم تشكر مي كنم.

مي خوام اولين نوشته ام در مورد نسترن باشه. كدوم نسترن؟؟؟ آخ آخ راست ميگيد ،همون ديگه.اي بابا،نسترن رياضتي.

از كسي كه مدير است ولي فروتني و سادگي يك كاربر را دارد.از او كه سرشار از انرژي است.از او كه بر خلاف لقبش(شيطونك) يك فرشته ي كوچك است.يك فرشته زيبا و پاك...و شايد فرشته ي نجات من.

فرشته ي زيباي تنهايي هاي من ،فرشته ي روزهاي غم و اندوه من و فرشته ي تمام لحظه هاي زندگي من.

كسي كه با گرماي دستانش،با صحبتهاي شيرينش،با لبخندهاي مليحش و حتي با تكيه كلام هاي زيبايش ،از زواياي زندگي من شده است.

از او ميگم ، از او كه انجام مي دهد آنچه را كه ميداند،چون ميداند آنچه را كه انجام مي دهد.

او كه سرشار از لطافت است، سرشار از دوست داشتن است و صفا.سرشار از شيطنت است و عاشق كلكل.

او كه لذت داشتن خواهر را به من چشاند و مهمتر از همه محرم اسرارم شد.روح لطيفش آنقدر عميق است كه هيچ چيزي باعث ناراحتي و بدبيني اش نمي شود و هميشه ديدي مثبت و پر اميد به دنيا و اطرافش دارد.

آري ، از تو مي گويم ، از تو كه در بدترين روزهاي عمرم تكيه گاه سينه ي غمدارم بودي و آرامش بخش روح آسيب ديده ام .از تو كه زيبايي هاي درونت ، زيبا كننده ي چهره ي زيبايت است.(به خصوص وقتي كلاه پريسا رو مي ذاري)

شايد در نظر من تنها انتقاد از تو، انتقاد از سخت و غد بودنت در برخي از موارد باشه.البته من كه اونم دوست دارم.ولي بقيه چي؟

پس از اعماق وجودم فرياد ميزنم:كه هميشه پاينده پيروز سرافراز سربلند شادمان با نشاط خوشحال و باحال وكامروز باشي.

اي مهربانم......

البته آبجی الهام زیاد به من لطف داشتن اینجوری ها هم نیست!!!شما رک بگید.


 
comment نظرات ()